<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه علمی مطالعات راهبردی فرهنگ</title>
    <link>https://scsj.ricac.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه علمی مطالعات راهبردی فرهنگ</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>فرایند تصمیم‌گیری زنان برای تداوم بارداری یا سقط‌جنین: مطالعه‌ای کیفی در شهر تهران</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_230209.html</link>
      <description>در سرتاسر جهان بیش از نیمی از بارداری‌های ناخواسته یا برنامه‌ریزی نشده هستند که حدود دوپنجم از آن‌ها به سقط‌جنین ختم می‌شوند. در ایران سقط‌جنین در شرایطی انجام می‌شود که مطابق قانون، سقط عمدی مجاز شمرده نمی‌شود. نحوه تصمیم‌گیری و اقدام برای اختتام و یا تداوم بارداری، شناسایی مراحل و بازیگران این فرایند موضوعی است که این مقاله بدان تمرکز دارد. رویکرد مطالعه کیفی با روش نظریه داده بنیاد و ابزار مشاهده مشارکتی و مصاحبه عمیق بوده است. تعداد افراد نمونه 46 زن دارای همسر در شهر تهران که به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد تصمیم‌گیری و اقدام به تداوم یا اختتام بارداری در سه مرحله شناختی، تصمیم‌گیری و اقدام یا انصراف شکل می‌گیرد. در مرحله شناختی افراد با مراجعه به منابع مختلف، اطلاعاتی در مورد سقط‌جنین کسب می‌کنند. در مرحله تصمیم‌گیری شبکه‌ای از کنش‌ها و تصمیمات جمعی در تردیدهای مسیر بارداری فرد را به سمت تداوم یا اختتام بارداری سوق می‌دهد. در مواردی که سقط قانونی است، تمام فرایند تحت مراقبت پزشکی و در محیط کاملاً بهداشتی بیمارستان انجام می‌شود؛ اما در سقط‌های خودخواسته که از پشتوانه مراجع رسمی و قانونی برخوردار نیستند، سقط‌جنین از مسیرهای غیرقانونی و در شرایط ناایمن دنبال می‌شود. درمجموع ایجاد بسترهای رسمی برای ارائه اطلاعات صحیح درباره پیامدهای سقط‌جنین، نظارت دقیق‌تر بر محتوای تبلیغاتی مربوط به مشاوره‌های بارداری، حمایت کافی از خانواده‌ها و ایجاد مراکز مشاوره تخصصی برای تصمیم‌گیری درست به‌دوراز پیامدهای منفی بر روی سلامت روانی و جسمی اهمیت اساسی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی ارتقاء رسانه ملی به دانشگاه عمومی با رویکرد سوادافزایی مخاطبان</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_241962.html</link>
      <description>هدف از تحقیق حاضراراِیه الگوی تحقق دانشگاه عمومی برای رسانه ملی ،با رویکرد سواد افزایی مخاطب است ،پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی واز نظر روش  انجام یک پژوهش کیفی است ،جامعه آماری پژوهش 20نفر از خبرگان حوزه رسانه فرهنگ و مدیران ارشد رسانه ملی بوده اند. روش نمونه گیری در این تحقیق گلوله برفی و حجم نمونه در نقطه اشباع نظری تعیین گردید. در این مطالعه به منظور گردآوری داده ها از ابزار مصاحبه بر اساس رویکرد استراوس و کوربین استفاده گردید. روش تحلیلی کیفی داده بنیاد بود. بر این اساس سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی بر روی عبارات معنایی استخراجی از مصاحبه ها انجام گردید. به منظور تایید روایی کد ها از شاخص CVR و در بخش پایایی از ضریب کاپای کوهن استفاده شده است. تحقیق حاضر با بهره‌گیری از روش تحلیل داده بنیاد و تجارب داخلی و بین‌المللی، مولفه‌های موثر بر تحقق دانشگاه عمومی در رسانه ملی با رویکرد سوادافزایی مخاطبان را شناسایی کرده است. عوامل علی عمدتاً شامل سیاست‌گذاری کیفی‌گرا، ارزیابی نیازهای آموزشی، معرفت‌افزایی علمی، تبدیل دانش به رفتار نهادینه و بهره‌گیری از منابع معتبر است که نیازمند بازتعریف هویت رسانه به عنوان موسسه تربیتی–آموزشی می‌باشد. عوامل زمینه‌ای، به عنوان بسترسازان، شامل موانعی مانند ساختار انحصاری دولتی، محدودیت‌های منابع انسانی و رقابت دیجیتال خارجی، و فرصت‌هایی نظیر تجربه بحران کرونا و تحولات جهانی سواد است که موفقیت به مدیریت هوشمند آن‌ها وابسته است. عوامل مداخله‌گر، با نقش تقویت یا تضعیف، شامل چالش‌هایی مانند تمرکز بر سرگرمی سطحی و محدودیت‌های ایدئولوژیک، و راه‌حل‌هایی چون تعامل مخاطبان، مدل‌های نوین محتوایی و هم‌افزایی با نهادهای آموزشی می‌شود. راهبردهای پیشنهادی بر تغییر همزمان در سطوح محتوا (تولید معتبر و غیرمستقیم آموزشی)، فرم (جذاب‌سازی و تنوع ژانرها) و ساختار (پژوهش مخاطب‌محور و تخصص‌یابی شبکه‌ها) تمرکز دارند تا رسانه ملی به پلتفرمی یادگیری مادام‌العمر تبدیل شود. نتایج مورد انتظار شامل نهادینه‌سازی انواع سواد، تغییر پایدار رفتار، افزایش اعتماد و مرجعیت رسانه، تقویت انسجام ملی، مقاومت در برابر جنگ شناختی و بازسازی سرمایه اجتماعی کشور است</description>
    </item>
    <item>
      <title>تقویت سرمایه اجتماعی و سیاسی: آموزه‌هایی از شواهد پیمایش ارزش‌های جهانی و رهنمودهای سیاستی ایران</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_234437.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطه میان سرمایه اجتماعی و سرمایه سیاسی در ایران انجام‌شده و در چارچوب نظری پاتنام و بوردیو قرار می‌گیرد. پاتنام سرمایه اجتماعی را متشکل از شبکه‌های ارتباطی، اعتماد و هنجارهای مشترک می‌داند که تعاملات اجتماعی را سامان می‌دهند. در مقابل، بوردیو سرمایه سیاسی را نوعی سرمایه نمادین و محصول روابط قدرت معرفی می‌کند که از اعتماد پیروان به نخبگان سیاسی برمی‌خیزد و بر منابع اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نمادین استوار است. روش تحقیق پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و با بهره‌گیری از تحلیل ثانویه داده‌های موج پنجم (۲۰۰۵) و هفتم (۲۰۲۰) پیمایش ارزش‌های جهانی، تحلیل آماری با نرم‌افزار SPSS، روش کتابخانه‌ای و تحلیل مضمون اسناد بالادستی انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش چنین قابل طرح است که پیوند میان سرمایه اجتماعی و سیاسی در ایران چگونه تبیین می‌شود و چه راهبردهایی می‌تواند به تقویت هم‌زمان آن‌ها کمک کند. یافته‌ها نشان می‌دهد افزایش اعتماد به نهادها و گروه‌های عمومی، به‌ویژه اعتماد به دولت و نگرش مثبت به سیاست‌گذاری، با شاخص‌های سرمایه سیاسی رابطه‌ای مثبت و معنادار دارد. در مقابل، اعتماد تعمیم‌یافته و درست‌کاری مدنی اثر معناداری بر سرمایه سیاسی ندارند. همچنین، مشارکت در سازمان‌های غیردولتی نه‌تنها تقویت‌کننده سرمایه سیاسی نیست، بلکه در برخی ابعاد تأثیر منفی دارد. در پایان، مجموعه‌ای از راهبردها برای ارتقای سرمایه اجتماعی و سیاسی ارائه شده که مهم‌ترین آن‌ها شامل اعتمادسازی، شفافیت، قانون‌گرایی، ارتقای کارآمدی نهادی، تقویت تعامل نهادهای مبارزه با فساد با مردم و انجمن‌های مدنی، گسترش بسترهای مشارکت عمومی و توسعه فرهنگ گفت‌وگوی سیاسی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدارک چارچوب مفهومی سنجش اجتماعی &amp;laquo;سواد هنری&amp;raquo;</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_237519.html</link>
      <description>اگر سیاستگذاری فرهنگی را &amp;amp;laquo;فعال سازی منابع فرهنگی در خدمت ماموریت‌های فرهنگی&amp;amp;raquo; معنا کنیم از این رو توجه به مقوله هنر به طور کلی و هنر اسلامی- ایرانی به عنوان یکی از مهمترین منابع فرهنگی ایران می‌تواند نقش عمده‌ای در سیاستگذاری فرهنگی و هنری ایران ایفا کند. یکی از ابعاد این توجه برنامه‌ریزی برای افزایش آگاهی‌های عمومی در حوزه هنر و ارتقا و پرورش ذوق عامه در ارتباط‌گیری با آثار هنری، خوانش و فهم آثار هنری است. از این رو &amp;amp;laquo;سواد هاگر سیاستگذاری فرهنگی را &amp;amp;laquo;فعال سازی منابع فرهنگی در خدمت ماموریت‌های فرهنگی&amp;amp;raquo; معنا کنیم از این رو توجه به مقوله هنر به طور کلی و هنر اسلامی- ایرانی به عنوان یکی از مهمترین منابع فرهنگی ایران می‌تواند نقش عمده‌ای در سیاستگذاری فرهنگی و هنری ایران ایفا کند. یکی از ابعاد این توجه برنامه‌ریزی برای افزایش آگاهی‌های عمومی در حوزه هنر و ارتقا و پرورش ذوق عامه در ارتباط‌گیری با آثار هنری، خوانش و فهم آثار هنری است. از این رو &amp;amp;laquo;سواد هنری&amp;amp;raquo; یکی از مفاهیمی است که می‌تواند در زمینه فهم وضعیت فعلی آگاهی و ذوق هنری و سنجش آن برای کاربست در سیاستگذاری فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد اما ادبیات علمی و سیاستی حول این مفهوم در ادبیات علمی فارسی بسیار نحیف و محدود است. در مقاله حاضر تلاش شده با روشی اسنادی ابعاد و مولفه‌های سازه سواد هنری همچون آگاهی‌ پیرامون تاریخ و میدان هنر، فضاها و رویدادهای هنری، مولفه‌های زیباشناختی هنر، نقد هنری و شاخصه‌های بوم‌شناختی هنر مورد بحث قرار گیرد تا زمینه‌ای برای شاخص سازی عینی‌تر و کاربردی‌تر برای کاربست سیاستی و نیز سنجش آن فراهم شود.نری&amp;amp;raquo; یکی از مفاهیمی است که می‌تواند در زمینه فهم وضعیت فعلی آگاهی و ذوق هنری و سنجش آن برای کاربست در سیاستگذاری فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد اما ادبیات علمی و سیاستی حول این مفهوم در ادبیات علمی فارسی بسیار نحیف و محدود است. در مقاله حاضر تلاش شده با روشی اسنادی ابعاد و مولفه‌های سازه سواد هنری همچون آگاهی‌ پیرامون تاریخ و میدان هنر، فضاها و رویدادهای هنری، مولفه‌های زیباشناختی هنر، نقد هنری و شاخصه‌های بوم‌شناختی هنر مورد بحث قرار گیرد تا زمینه‌ای برای شاخص سازی عینی‌تر و کاربردی‌تر برای کاربست سیاستی و نیز سنجش آن فراهم شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهکارهای سیاست‌گذاری بازطراحی فضاهای فرهنگی از منظر کاربران بر اساس رویکرد مشارکتی</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_227054.html</link>
      <description>فضاهای فرهنگی به‌عنوان نمادهای تمدنی و صحنه‌هایی برای تجلی فعالیت‌های فرهنگی جامعه، ازجمله فضاهایی هستند که به دلیل عدم توجه جامع به کیفیت آن‌ها و اتکای صرف به سیاست‌گذاری‌های نهادی و دولتی، نیازمند بازنگری جدی از منظر کاربران به‌عنوان مصرف‌کنندگان اصلی به شمار می‌آیند. چنین رویکردی می‌تواند نقطه عزیمتی برای تدوین سیاست‌گذاری‌های مؤثرتر در طراحی یا بازطراحی این فضاها باشد. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تحلیل مؤلفه‌های اثرگذار در بازطراحی فضاهای فرهنگی با رویکرد مشارکتی به‌منظور ارائه چارچوبی جامع برای سیاست‌گذاری فرهنگی است و در همین راستا، تلاش دارد به راهکارهایی عملی برای ارتقای کیفیت فضایی و بهبود سیاست‌گذاری فرهنگی دست یابد. این مطالعه بر مبنای پارادایم عمل‌گرایی و با روش آمیخته (کیفی-کمّی) انجام شده است. در مرحله کیفی، از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با متخصصان حوزه معماری و سیاست‌گذاری فرهنگی، مؤلفه‌های کلیدی شناسایی گردید. سپس در مرحله کمّی، بر اساس این مؤلفه‌ها، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته طراحی و داده‌ها از ۷۳ نفر از کاربران جمع‌آوری شد که از حجم نمونه حداقلی ۶۸ نفر فراتر رفت. یافته‌ها نشان می‌دهد مؤلفه‌هایی نظیر الگوهای فرهنگی، نیازهای انسانی و نحوه چیدمان فضایی، از مهم‌ترین عوامل اثرگذار در بازطراحی فضاهای فرهنگی هستند و می‌توانند در سیاست‌گذاری‌های مرتبط، نقشی کلیدی ایفا کنند. این مؤلفه‌ها به‌عنوان اصول راهبردی برای بهبود و ارتقای کیفیت فضایی پیشنهاد شده‌اند و ظرفیت آن را دارند که مبنای تدوین سیاست‌های کلان فرهنگی قرار گیرند تا علاوه بر افزایش کارایی عملکردی، به تقویت احساس تعلق و هویت جمعی نیز منجر شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکرد فرهنگ مدارا در امنیت اجتماعی (مطالعۀ موردی: شاهنامۀ فردوسی)</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_242253.html</link>
      <description>فرهنگ مدارا یکی از ابزار مؤثر در امنیت اجتماعی جامعه است و نبود آن، در تضعیف امنیت اجتماعی جامعۀ امروز ایرانی، نقش اصلی را داشته ‌است. فرهنگ مدارا ابزاری است که بی‌شک به حل این مشکلات کمک خواهد کرد؛ زیرا می‌تواند افراد با عقاید و سلایق متفاوت را در کنار هم آورده تا به یاری هم مشکلات را حل کند. شناخت و بازنگری اندیشه‌های گذشتگان در ادبیات فارسی؛ به‌ویژه شاهنامۀ فردوسی به‌عنوان آینه و سامان‌دهندۀ جامعه، می‌تواند امروزه ما را در کاهش یا حل چالش‌های فرارو در عرصه‌های گوناگون امنیت اجتماعی یاری کند؛ بنابراین پژوهشگر در این مقاله بر آن است تا فرهنگ مدارا را به‌عنوان یکی از الگوهای امنیت اجتماعی در شاهنامه بررسی نماید؛ ازاین‌رو، این پژوهش، با این پرسش آغاز می‌شود که «کارکرد فرهنگ مدارا در تقویت امنیت اجتماعی در شاهنامۀ فردوسی چگونه است». با توجه به موضوع اکتشافی‌‎بودن پژوهش، در ابتدا نمی‌توان برای آن فرضیه‌ای مطرح کرد. این پژوهش از نوع پژوهش‎های بنیادین نظری و کاربردی است که به روش توصیفی-تحلیلی انجام‌شده و یافته‎های آن با شیوۀ «تجزیه‌وتحلیل کیفی» و با روش «استدلال استقرایی» تحلیل‌ شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه عوامل اجتماعی و تمایل به چندفرزندی بر مبنای ادراکات دینی و ملی در زنان</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_231504.html</link>
      <description>این پژوهش باهدف بررسی رابطه عوامل اجتماعی و تمایل به چندفرزندی بر مبنای ادراکات دینی و ملی در زنان ایرانی انجام شد. جامعه آماری شامل زنان متأهل ۱۸ تا ۴۵ سال دارای حداقل سه فرزند بود که با روش نمونه‌گیری ترکیبی (هدفمند و گلوله برفی) و از طریق پرسشنامه آنلاین به تعداد ۴۷۷ بررسی شدند. یافته‌ها نشان داد ادراک از توصیه‌های دینی (با میانگین موافقت ۷۲.۷-۷۸.۴ درصد) قوی‌ترین پیش‌بینی کننده چندفرزندی است، درحالی‌که هنجارهای قومیتی کمترین تأثیر را داشتند (۱۰.۷ درصد موافق). تحلیل مسیر حاکی از آن بود که الگوی سلامت (۰.۱۸۳=&amp;amp;beta;) و فعالیت مجازی (۰.۱۴۳=&amp;amp;beta;) در تقویت ادراک دینی مؤثرند، درحالی‌که تحصیلات با تضعیف باورهای جبرگرایانه (۰.۱۹۳= &amp;amp;beta;) همراه بود. گفتمان سیاسی نیز با ۵۸.۷ درصد موافقت، نقش مکمل دین را در ترغیب فرزندآوری نشان داد. این مطالعه مؤید آن است که در ایران، سیاست‌های جمعیتی باید بر بازتعریف گفتمان دینی (نه صرفاً قومیتی) متمرکز شوند و رسانه‌ها با تولید محتوای سلامت‌محور، الگوی چندفرزندی مسئولانه را ترویج دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراترکیب مطالعات تجربی جامعه‌پذیری فرهنگی با تاکید بر مقوله عفاف و حجاب</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_227052.html</link>
      <description>مسئله عفاف و حجاب دانشجویان در محیط دانشگاهی ایران طی دهه‌های اخیر (1401 الی 1404) تبدیل به یک چالشی اساسی و همراه با مناقشه میان طرفداران و مخالفان آن شده است. پژوهش حاضر برای کاهش تضادها و اختلاف‌های گفتمانی در این امر به بررسی الگوها و عوامل مؤثر بر جامعه‌پذیری فرهنگی عفاف و حجاب دانشجویان با استفاده از فراترکیب مطالعات تجربی و مقایسه زوجی پرداخته است. روش تحقیق از نوع استقرایی فراترکیب کیفی دربازه زمانی 1385 الی 1404 و روش تحلیل سلسله مراتبی است که به روش نمونه‌گیری غیر احتمالی (تعمدی) از 96 سند طی هفت مرحله الگوی سانردوسکی و باروسو 68 نمونه پژوهشی انتخاب و سپس، عوامل احصاء شده با کمک روش تحلیل سلسله مراتبی در قالب نرم‌افزار AHP با استفاده از 25 متخصص و خبره اولویت‌بندی شدند. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل اجتماعی (ضریب اهمیت=4.35) شامل (الگوی مرجع دانشگاهی؛ الگوهای خانوادگی؛ اتخاذ رویه‌های کنترلی متعادل و مناسب؛ ترویج هنجارهای اجتماعی؛ همنوایی با ارزش‌های اجتماعی؛ حجاب به‌مثابه مصونیت نه محدودیت)؛ فرهنگی (ضریب اهمیت=4.27) شامل (جامعه‌پذیری فرهنگی؛ سیاست‌گذاری معیار فرهنگی؛ سبک زندگی اسلامی؛ سواد رسانه‌ای؛ راهبردهای رسانه‌ای و حکمرانی دانشگاهی) دارای ضریب اهمیت و اثرگذاری بیشتر و عوامل اقتصادی (ضریب اهمیت=4.05) شامل (حل مسائل مالی-اقتصادی؛ بهبود پایگاه طبقاتی؛ برابری و عدالت اقتصادی) و روانی (ضریب اهمیت=3.71) شامل (خودکنترلی؛ ایجاد انگیزه درونی و ارتقای سلامت روانی) دارای ارجحیت و اثرگذاری کمتر بر عفاف و حجاب دانشجویان هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیپلماسی فرهنگی، راهبرد جدید تعامل ایران و کویت</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_233765.html</link>
      <description>جمهوری اسلامی ایران از اعصار گذشته در کنار سایر شئون دیپلماسی، با بهره‌مندی از دیپلماسی فرهنگی، اقدام به تعامل و همکاری با سایر کشورها نموده است. مسئله اصلی این پژوهـش، میزان اثرگذاری دیپلماسی فرهنگی ایران به‌عنوان یکی از حوزه‌های دیپلماسی در روابط بین‌الملل با کشور کویت از طریق اثرگذاری فرهنگ، هنر و آموزش بود که این نوع دیپلماسی با استفاده از عناصر فرهنگی، بر افکار عمومی ملت‌ها تأثیر گذاشته و به تقویت تفاهم متقابل و دیپلماسی عمومی این دو کشور کمک بسزایی نموده است. سؤال اصلی پژوهش، بررسی امکان‌پذیری مؤلفه‌های دیپلماسی فرهنگی بین ایران و کویت، به‌عنوان راهبرد جدید در توسعه و استحکام روابط این دو کشور بود که با استفاده از چارچوب نظری کارکردگرایی و با روش پژوهش توصیفی تحلیلی و با استفاده از ابزار و منابع کتابخانه‌ای و ابزار تحلیل کیفی عناصر فرهنگی و اجتماعی مشترک دو کشور، فرضیه پژوهش مؤید آن بود که؛ فرصت‌ها و چالش‌های دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی کویت بر پایه اشتراکات تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی بنا شده است. لذا دیپلماسی فرهنگی تلاش نموده از ظرفیت‌های مشترک اجتماعی و فرهنگی جهت تقویت همکاری‌ و همگرایی ایران و کویت استفاده نموده و این مدل به‌عنوان جایگزین دیپلماسی سیاسی، تاکنون راهگشای توسعه روابط بین‌الملل ایران با کویت در عصر جدید بوده است. اگرچه چالش‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی متعددی پیش روی این دو کشور بوده اما عواملی همچون؛ وجود روابط مستحکم و قدیمی اجتماعی، حضور ایرانیان مقیم کویت، برگزاری مراسم فرهنگی، نمایشگاه‌های مشترک هنری، سفرهای زیارتی و سیاحتی متقابل اتباع دو کشور و... موجب تقویت دیپلماسی فرهنگی ایران و کویت گردیده و توانسته است جایگزین مناسبی برای توسعه روابط سیاسی در شرایط جاری گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه مردم‌نگارانه مجالس عزاداری زنان در آیین پیاده روی اربعین (مطالعه موردی: توصیف و بررسی دو مجلس عزاداری زنان در شهر کربلا، ۱۴۰۲ش/۱۴۴۵ق)</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_240050.html</link>
      <description>آیین‌های عزاداری پیرامون واقعه عاشورا، همواره و در طول تاریخ، یکی از ارکان محوری آیین‌های مذهبی تشیع را شکل داده-اند. دراین راستا و در یک دهه اخیر، پیاده‌روی اربعین به یکی از برجسته‌ترین آیین‌ها پیرامون واقعه عاشورا، مبدل شده است. آیینی که با حضور اقشار مختلف مردم و از ملیت‌ها و اقوام متعدد که اغلب از دو کشور عراق و ایران هستند، برگزار می‌شود. برپایی مجالس عزاداری (عمدتا با حضور زنان و مردان در کنار یکدیگر، و بعضا در میانه‌ی فقط گروه‌های مردان، و در مواردی کمتر، منحصرا در جمع‌های زنانه) از جمله رویدادهای میدانی آیین پیاده‌روی اربعین محسوب می‌شود. این پژوهش، مطالعه‌ای مردم/ جامعه شناختی موردی پیرامون دو مصداق از جلسات عزاداری زنانه شکل گرفته در مسیر برپایی این آیین است. برپایی مجالسی که با صورت‌بندی و فرم‌های مخصوص به خود در کنار محتوای ویژه، دارای پیامدهای متعدد که یکی از مهمترین‌شان تلفیقات میان فرهنگی برآمده از آنهاست، می‌باشد. حضور مداوم، مشاهده، مشاهده مشارکتی، مصاحبه، تصویربرداری، یادداشت نویسی و... از جمله ابزارهای یاری دهنده در راستای ثبت و ضبط داده های یافت شده می‌باشند. در راستای یافته‌های بدست آمده، لزوم توجه به زمینه سازی برگزاری مجالس سخنرانی و عزاداری عمومی، به تناسب زبان ملیت‌ها و اقوام حاضر در جلسه و تا جای ممکن استفاده از مطالب و اشعار و نوحه‌های مشترک بین الاذهانی در این مجالس، جهت استفاده بهتر زائران عزادار زن و مرد، یادآور می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاوش نقش رسانه‌های اجتماعی در بازنمایی و کنترل رفتار سیاسی مدیران سازمانی: یک مطالعه زمینه‌ای در شهر یزد</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_227608.html</link>
      <description>تحقیق حاضر باهدف کاوش نقش رسانه‌های اجتماعی در بازنمایی و کنترل رفتار سیاسی مدیران سازمان‌های دولتی شهر یزد انجام شد. برای رسیدن به هدف مزبور، نویسندگان مقاله از روش‌شناسی کیفی و رویکرد نظریه داده‌بنیاد استفاده کرده‌اند. جامعه‌ هدف، کارکنان و مدیران ادارات دولتی شهر یزد شهر یزد بودند که با نمونه‌گیری نظری و هدفمند تعداد 17 نفر آن‌ها جهت اخذ مصاحبه عمیق انتخاب شد. فرایند نمونه‌گیری در این تحقیق تا مرحله اشباع اطلاعات ادامه یافت به شکلی که مصاحبه جدید تأثیری در پیشبرد نظریه نهایی نداشت. داده‌های جمع‌آوری‌شده در این تحقیق با استفاده از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شده است و نتایج آن در قالب 12 مقوله اصلی و 1 مقوله نهایی به همراه مدل پارادایمی، خط داستان ارائه شد. یافته‌های به‌دست‌آمده حاکی از آن است که &amp;amp;laquo;بازدارندگی رسانه‌ای رفتار سیاسی&amp;amp;raquo; به‌عنوان پدیده مرکزی به دنبال مجموعه‌ای از عواملی چون نظارت قدرت‌مآبانه مردمی، شفاف‌سازی فساد سازمانی، قدرت‌گیری رسانه، بازنمایی فساد مالی، مبارزه دووجهی با رفتار سیاسی و بستر‌سازی برخط مبارزه با رفتار سیاسی به همراه مجموعه‌ای از عوامل زمینه‌ای و مداخله‌گر ایجاد می‌شود. همچنین نتایج نشان داد ایجاد بازدارندگی رسانه‌ای در رفتار سیاسی مستلزم به‌کارگیری دو راهبرد اصلی ازجمله نقد گروه‌های قدرت سازمان و طرد رفتار سیاسی با مشارکت زبانی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش و کارکرد کرد های فیلی عراق در آیین پیاده روی اربعین</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_235869.html</link>
      <description>هدف و زمینه-هدف پژوهش بررسی و مطالعه زمینه های مشارکت کردهای فیلی در مراسم پیاده روی اربعین است.
مردم فیلی عراق، کردهای شیعه ایرانی تباری هستند که در طول تاریخ در مناطق غربی ایران مستقر بوده‌و در مقاطعی به اجبار ساکن عراق شده اند. ایرانی بودن، وجود تمایلات ایرانی تاثیر پذیری از تحولات در میان آنها و ایران باعث شده از سوی حکومت های  عراق نیز مورد سوءظن واقع شوند.رژیم بعث آنان مورد سخت‌ترین و شدیدترین ظلم‌ها، ستم‌ها، تحریم‌ها و تبعیدها قرار داد.با سقوط حزب بعث و بازگشت مهاجران، اقدامات فرهنگی و هویتی از سر گرفته و یکی از مهمترین مراسمات اعتقادی وفرهنگی؛ مراسم عزاداری سیدالشهدا و روز اربعین است. سنخیت فکری –اعتقادی و فرهنگی، زیستگاه و محل استقرار آنان و نیز نحوه مشارکت ایشان جلوه خاص و نمایی ویژه به این مراسم بخشیده است. آنان به علت اعتقاد قلبی و نیت مذهبی، ادای نذورات با عشق و علاقه وافری به مشارکت در این سنت حسنه که دارای قدمتی طولانی در این مناطق است مشارکت می‌نمایند.
 روش پژوهش- از نوع تاریخی-کیفی (تحلیل تماتیک) است و جامعه آماری آن شامل اسناد دست‌اول و منابع تاریخی و همچنین، مصاحبه با افراد مطلع یا دروازه بان اطلاع بوده است، روش نمونه‌گیری از نوع هدفمند بوده است.
نتایج پژوهش- نشان می‌دهد که وجه اشتراک کردهای فیلی با ایران در مؤلفه‌های تعلقات مذهبی؛ واگرایی باسیاست و حکمرانی بعث؛ زمینه فکری و تاریخی؛ همزیستی تاریخی-فرهنگی؛ دفاع از کیان امنیت ملی؛ تعامل فرهنگی-تجاری و اشتراک زبانی بوده و مهم‌ترین انگیزه مشارکت‌کنندگان در مراسم اربعین؛ فرهنگ نذر؛ اعتقادت مذهبی،انسجام  و همبستگی اجتماعی و مذهبی، انجام مناسک مراسم عزاداری سالار شهیدان بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل زمینه‌ای در مدل تجاری‌سازی فرش استان مرکزی، مطالعه موردی: فرش ساروق</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_232424.html</link>
      <description>این پژوهش باهدف شناسایی عوامل زمینه‌ای در مدل تجاری‌سازی فرش ساروق در استان مرکزی بر اساس نظر خبرگان دانشگاهی و اجرایی با استفاده از روش کیفی و استراتژی &amp;amp;laquo;داده بنیاد&amp;amp;raquo; انجام شد. در این تحقیق که یک پژوهش بنیادی از نوع توصیفی اکتشافی است، ابزار اصلی پژوهش مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با افراد آگاه و متخصص در حیطه موضوع پژوهش بود که نمونه‌گیری به‌صورت گلوله‌برفی از میان خبرگان، متخصصین و مدیران صاحب‌نظر و مرتبط با صنعت فرش که ویژگی‌های موردنظر را داشتند انجام شد. پس از انجام 15 مصاحبه و جمع‌آوری اطلاعات، کدهای به‌دست‌آمده در بخش‌های مختلف تجزیه‌وتحلیل شد و در مراحل سه‌گانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی برخی مفاهیم، مقوله‌های رویش یافته از درون داده‌ها تا رسیدن به اشباع، شناسایی گردید. درنهایت بر اساس دیدگاه مصاحبه‌شوندگان این پژوهش 36 مفهوم، 5 مقوله فرعی در زیرمجموعة مقولة اصلی عوامل زمینه‌ای تجاری‌سازی فرش ساروق استخراج شد. با بهره‌گیری از عوامل می‌توان در ایجاد و تقویت تجاری‌سازی فرش ساروق در استان مرکزی بهره گرفت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از تولید محتوا تا ارتقاء مهارت: ارائه راهبردهای نوین تولید محتوا در حوزه مهارت‌های زندگی در فضای چندرسانه‌ای</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_240775.html</link>
      <description>مطالعه پیرامون تبعات و اثرات مصرف‌رسانه‌ای با ابعاد مختلف شناختی و رفتاری مخاطبان، سالهاست که نظر پژوهشگران و نظریه‌پردازان را جلب کرده است. شناسایی رابطه میان مصرف رسانه‌ها با مهارت‌های زندگی می‌تواند سیاستگذاران و فعالان حوزه رسانه را در تدوین و اجرای راهبردهای مهم برای تولیدات برنامه‌ها و محتواهای رسانه‌ای یاری کند. بدین منظور پژوهش حاضر به منظور تحلیل و مقایسه مصرف‌ رسانه‌ای شهروندان تهرانی و رابطه آن با مهارت‌های زندگی در آنان، به منظور ارائه راهبردهای نوین در عرصه تولید محتوا، طراحی و اجرا شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی است که با تکنیک پیمایش و ابزار اندازه‌گیری پرسشنامه اجرا شده است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان ساکن شهر تهران هستند که بر اساس جدول مورگان 396 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای است. به علت شیوع کرونا، پرسشنامه‌ها از طریق google form در میان نمونه مورد مطالعه توزیع و جمع‌آوری گردید. نتایج نشان داد که میان مصرف‌رسانه‌ای شهروندان تهرانی(به تفکیک گوش‌دادن به رادیو، تماشای تلویزیون و استفاده از اینترنت و فضای مجازی) با ابعاد مختلف (ابعاد 18 گانه) مهارت‌های زندگی در میان شهروندان تهرانی رابطه معناداری وجود داشته‌است. بر این اساس، راهبردهای ارائه شده به تناسب رابطه محتواهای مصرفی گوناگون با ابعاد مختلف مهارت‌های زندگی بوده و این راهبردها مبتنی بر رویکردهای چندوجهی و تلفیقی در جهت برطرف کردن ضعف‌های شهروندان در برخی مهارت‌ها و تقویت مهارت‌های دیگر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل جامعه‌شناختی پدیده خالکوبی در میان نوجوانان و جوانان مهابادی: دلالت‌های معنایی و الزامات سیاستی آن</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_232662.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر، پدیده خالکوبی به‌عنوان یک پدیده چندبعدی اجتماعی، فرهنگی و روان‌شناختی موردتوجه پژوهشگران قرار گرفته است. هدف این پژوهش، فهم دلالت‌های معنایی خالکوبی در میان جوانان شهرستان مهاباد است. برای دستیابی به این هدف، تحقیق با رویکرد تفسیرگرای اجتماعی به روش کیفی داده بنیاد انجام شده است. جامعۀ آماری این مقاله شامل نوجوانان و جوانان 15 تا 35 ساله شهرستان مهاباد بودند که حداقل یک تجربه خالکوبی در بدن خود داشتند. روش نمونه‌گیری در این پژوهش به دو روش هدفمند و گلوله برفی بوده که پس از مصاحبه با 23 نفر اشباع نظری حاصل شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و مشاهده مشارکتی جمع‌آوری شد و با استفاده از روش کدگذاری سه‌مرحله‌ای (باز، محوری و گزینشی) تحلیل گردید. پس از کدگذاری درمجموع، 6 مقوله محوری شامل هویت‌های مبهم و چندلایه، تعارضات نسلی و اجتماعی، گزینش نمادهای چندلایه، نیازهای روان‌شناختی، سازه‌های بازدارنده و سازه‌های تسهیل‌کننده شناسایی شدند که به‌طور متقابل با مقوله مرکزی در ارتباط هستند. همچنین مقوله مرکزی &amp;amp;laquo;بازتعریف هویت از طریق بدن به‌مثابه فضای مقاومت&amp;amp;raquo; به‌عنوان مفهوم هسته‌ای تحقیق از یافته‌ها استخراج شده است. نتایج تحقیق نشان داد که خالکوبی در میان جوانان مهاباد تنها یک عمل زیبایی‌شناختی نیست، بلکه نوعی کنش معنادار اجتماعی است که ریشه در نیازهای روانی، هویتی و اعتراضی فرد دارد. این مفهوم نشان می‌دهد که جوانان مهاباد از بدن خالکوبی‌شده به‌عنوان فضایی برای بازتعریف هویت شخصی، فرهنگی و قومی خود در برابر ساختارهای اجتماعی و نهادهای مسلط استفاده می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل مؤثر بر فعال‌سازی زورخانه‌ها در راستای حفاظت میراث فرهنگی ناملموس کشور</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_238261.html</link>
      <description>تحقیق حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر فعال‌سازی زورخانه‌ها در راستای حفاظت میراث فرهنگی ناملموس کشور انجام شد. این پژوهش از نوع آمیخته (کیفی&amp;amp;ndash;کمی) و در سال ۱۴۰۴ انجام گرفت. بخش کیفی در سطح کشور و بخش کمی در استان تهران اجرا گردید. جامعه آماری بخش کیفی شامل متخصصان و خبرگان آگاه به موضوع بود که با روش نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند (۱۲ نفر). جامعه آماری بخش کمی شامل نخبگان، مدیران و کارشناسان فدراسیون پهلوانی و زورخانه‌ای بود (حدود ۹۰ نفر). ابزار گردآوری داده‌ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه محقق‌ساخته بود. داده‌ها با روش کدگذاری (در بخش کیفی) و مدل‌سازی معادلات ساختاری (در بخش کمی) تحلیل شدند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با نرم‌افزارهای MAXQDA، SPSS و PLS انجام گرفت. نتایج نشان داد ۳۷ کد در قالب شش عامل اصلی بر فعال‌سازی زورخانه‌ها مؤثرند: تعاملات اجتماعی، عوامل عاطفی، عوامل فنی، دسترسی، جذاب‌سازی، و نظارت و ارزیابی. یافته‌ها نشان داد فعال‌سازی زورخانه‌ها در راستای حفاظت میراث فرهنگی ناملموس کشور مستلزم توجه به شش عامل اصلی شامل تعاملات اجتماعی، عوامل عاطفی، فنی، دسترسی، جذاب‌سازی و نظارت و ارزیابی است. این نتایج بیانگر آن است که احیای زورخانه‌ها نیازمند رویکردی چندبعدی و مشارکت نهادهای فرهنگی، ورزشی و اجتماعی است. بر این اساس، برنامه‌ریزی منسجم، استفاده از ظرفیت رسانه‌ها و بازآفرینی نقش‌های فرهنگی می‌تواند زمینه‌ساز پایداری این میراث ارزشمند ملی باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل مطلوب ارتباطات میان‌فرهنگی در موقعیت تعارض میان‌فرهنگی (تحلیل مضمون داستان قرآنی حضرت سلیمان (ع) و ملکه سبأ)</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_230535.html</link>
      <description>در دنیای کنونی، ارتباطات میان‌فرهنگی نقشی اساسی در تعاملات بین‌المللی ایفا می‌کند، اما گاهی تفاوت‌های میان‌فرهنگی زمینه‌ساز تعارض می‌گردند که مدیریت مؤثر آن‌ها ضروری است. داستان قرآنی حضرت سلیمان (ع) و ملکه سبأ نمونه‌ای شاخص از مدیریت تعارض میان‌فرهنگی در ارتباطات میان‌فرهنگی است. این پژوهش با هدف ارائه الگویی از ارتباطات میان‌فرهنگی در موقعیت تعارض به تحلیل مضمون این داستان قرآنی پرداخته تا مدلی مطلوب برای این نوع از ارتباطات معاصر ارائه دهد. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون آیات 20 تا 43 سوره نمل قرآن کریم و تفاسیر مرتبط است. برای استخراج و کدگذاری مضامین و اطمینان از دقت، از روش شش‌مرحله‌ای تحلیل مضمون استفاده شده و ابزار تحلیل شبکه‌ مضمون بوده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که این داستان الگویی جامع از صلاحیت ارتباطات میان‌فرهنگی (ICC) در موقعیت تعارض میان‌فرهنگی را ارائه می‌دهد. این الگو در سه محور اصلی شامل &amp;amp;laquo;مدیریت تعارض میان‌فرهنگی&amp;amp;raquo; (شناسایی دقیق منشأ تعارضات در نظام حکمرانی، اعتقاد و قدرت و اهمیت گفتگوی سازنده و دیپلماسی هوشمندانه با پرهیز هوشمندانه از خشونت)، &amp;amp;laquo;راهبردهای ارتباطی میان‌فرهنگی&amp;amp;raquo; (رصد هوشمندانه، ارتباطات رسمی دیپلماتیک، دیپلماسی قهری و دیپلماسی علمی و فناوری) که نشان‌دهنده انعطاف، گشودگی، ثبات، حساسیت میان‌فرهنگی، قدرت چانه‌زنی و روابط دوجانبه هستند و با سازه‌های اصلی ICC منطبق‌اند و &amp;amp;laquo;فرایند تحول فرهنگی&amp;amp;raquo; شامل مراحل (مواجهه با موقعیت جدید، مشورت و تأمل، ارزیابی موقعیت و مواجهه و تحول نگرش) که تجسم ابعاد سه‌گانه شناختی، عاطفی و رفتاری ICC است، سازماندهی شده است. نتیجه اصلی پژوهش ارائه مدل یکپارچه ارتباطات میان‌فرهنگی در موقعیت تعارض میان‌فرهنگی است که مستلزم ترکیب قدرت نرم و سخت همراه با درک عمیق از پیشینه فرهنگی طرف مقابل است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل تاثیرگذاری فرهنگ بومی در طراحی ساختمانهای مسکونی</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_243466.html</link>
      <description>در دنیای امروز، طراحی ساختمان‌های مسکونی دیگر تنها به جنبه‌های فنی و زیبایی‌شناختی محدود نمی‌شود، بلکه به دلیل پیچیدگی‌های فرهنگی و اجتماعی جوامع، نیازمند در نظر گرفتن تأثیرات فرهنگ بومی بر فرآیند طراحی است. این پژوهش با هدف طراحی مدل تأثیرگذاری فرهنگ بومی در طراحی ساختمان های مسکونی انجام شد. این ﭘﮋوﻫﺶ از نظر راهبرد کیفی متوالی و اکتشافی است که جامعه آماری در بخش کیفی شامل تمام صاحبنظران دانشگاهی و خبرگان حوزه فرهنگ و معماری است که نمونه ای برابر با 20 مشارکت کننده از میان آنها انتخاب شد. ابزار تحقیق شامل برگه‌های کدگذاری محقق ساخته بود که روایی آن توسط اعضای گروه دلفی تأیید و پایایی آن با معیار پی اسکات 95/0 محاسبه شد. یافته های تحقیق نشان داد که عوامل مرتبط با مدل تأثیرگذاری فرهنگ بومی در طراحی ساختمان های مسکونی در قالب 16 مقوله و 46 کد مفهومی مشخص شد و در ابعاد 5 گانه مدل پارادایمی به صورت شرایط علّی (3 مقوله)، راهبردها (3 مقوله)، شرایط زمینه ای (3 مقوله)، ‌شرایط مداخله گر یا میانجی (3 مقوله) و پیامدها (4 مقوله) جای گرفتند. به طور کلی می‌توان نتیجه گرفت که با بهره‌گیری از یافته‌های مطالعه می ‌توان به تدوین برنامه های جامع و متنوع تأثیرگذاری فرهنگ بومی در طراحی ساختمان های مسکونی در راهبردهای «کلان»، «میانی» و «عملیاتی» دست یافت تا تأثیرگذاری فرهنگ بومی در طراحی ساختمان های مسکونی حاصل گردد. مدل پیشنهادی این پژوهش می‌تواند به‌عنوان الگویی بومی‌گرا برای سیاست‌گذاران شهری، طراحان معماری، و نهادهای مسکن‌ساز مورد بهره‌ برداری قرار گیرد تا پیوند معماری معاصر با ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی جوامع ایرانی حفظ و تقویت شود. در پایان راهبردهای پیشنهادی مانند بازآفرینی معماری سنتی در قالب‌های نوین، ارتقاء آموزش فرهنگ‌ محور به معماران، و مشارکت ‌دهی جامعه محلی در فرآیند طراحی ساختمان ، جهت احیای نقش فرهنگ بومی در معماری مسکن کمک ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی الگوی اجرای برنامه ‌درسی مدارس مسجدمحور؛ مورد مطالعه مدرسه مسجدستان تهران و حضرت روح الله مشهد</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_240774.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تبیین الگوی اجرای برنامه درسی در مدارس مسجدمحور، به مطالعه موردی دو مدرسه مسجدستان و حضرت روح‌الله پرداخته است. این مدارس به‌عنوان الگوهای تحول‌خواه در نظام آموزش رسمی کشور، با هدف رفع خلأهای آموزشی و تربیتی و در راستای اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و سند برنامه درسی ملی شکل گرفته‌اند. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی با رویکرد کیفی است که از ترکیب روش‌های اسنادی، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و مشاهده میدانی برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده کرده و تحلیل داده‌ها با روش تحلیل مضمون و رویکرد شبکه مضامین انجام شده است. پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش محوری بوده که مدارس مسجدمحور؛ از چه الگویی در اجرای برنامه درسی استفاده می‌کنند؟ یافته‌ها نشان می‌دهد که الگوی اجرای برنامه درسی این مدارس بر سه محور اصلی &amp;amp;laquo;عوامل انسانی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;محیط آموزشی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;روش‌ها و راهبردهای اجرایی&amp;amp;raquo; استوار است. عوامل انسانی شامل نقش محوری مدیر در هدایت، هماهنگی و ارتباط صمیمی با مربیان و دانش‌آموزان و نقش مربیان در تعلیم و تربیت همه‌جانبه برجسته است. محیط آموزشی معنوی و صمیمی مسجد، استفاده از آموزش مشارکتی، کاربردی و شخصی‌سازی‌شده و ارزشیابی مستمر، چندبعدی و فرایندمحور که اضطراب امتحان را کاهش داده و یادگیری را تسهیل می‌کنند؛ از دیگر عناصر این الگو هستند. ناگفته نماند که تأکید بر مشارکت خانواده‌ها، اجرای کارآمد برنامه درسی را تسهیل می‌کند. با این‌حال، عدم شفافیت برنامه درسی این مدارس و انتقاد برخی از صاحب‌نظران در نتیجه آن، نیاز به پژوهش و حمایت بیشتر از این مدارس را روشن می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه کیفی دلایل و پیامدهای فرسایش هویت دینی و ملی در دانش آموزان</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_234342.html</link>
      <description>هدف اصلی تحقیق شناسایی دلایل و پیامدهای فرسایش هویت دینی و ملی در دانش‌آموزان شهر اراک است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون و ابزار مصاحبه نیمه‌ساخت‌یافته انجام شده است. با کمک نمونه‌گیری هدفمند و با معیار اشباع نظری با 35 نفر از مصاحبه‌شوندگان مصاحبه گردید و نهایتاً داده‌های گردآوری شده در قالب دو مضمون فراگیر و 16 مضمون سازمان‌دهنده، کدگذاری و تحلیل گردید. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که 9 مضمون سازمان‌دهنده رسانه‌های بی‌مرز و فروپاشی فرهنگی، سلطه همسالان و الگوهای غیررسمی، غیبت والدین در تربیت هویتی، کرونای دیجیتال و شتاب تغییر هویت، بحران معنا در دوران نوجوانی، مدرسه بی‌روح و آموزش بی‌هویت، ساختار فرسوده و تربیت صوری، نارضایتی اجتماعی و ضعف تعلق و دین‌گریزی و گسست باور و رفتار مهم ترین دلایل فرسایش هویت دینی و ملی دانش‌آموزان در شهر اراک هستند. همچنین 7 مضمون سازمان‌دهنده سستی مرزهای اخلاقی و دینی، لغزش اجتماعی و آسیب‌پذیری نوجوانان، بی‌تفاوتی مدنی و انزوای اجتماعی، هویت مصرفی و خود بازاری شده، واگرایی عاطفی در خانواده، بی‌معنایی و فرسودگی انگیزشی و شکاف روانی و ازهم‌گسیختگی شخصیتی از جمله پیامدهای فرسایش هویت دینی و ملی دانش‌آموزان شهر اراک است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مرور نظام مند پژوهش‌های طنز در ایران</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_240009.html</link>
      <description>در دهه اخیر، در ایران، نگاه جدی به حوزه طنز و فعالیت پژوهشی در این زمینه، رشد محسوسی پیدا کرده است. ولی با وجود رشد کمی پژوهش‌ها، فقدان یک تحلیل کلان و یکپارچه که بتواند مروری بر تحقیقات این حوزه داشته باشد، محسوس است. در این پژوهش، با طی یک مرور نظام‌مند بر روی این تحقیقات، سعی بر برطرف‌کردن این خلأ خواهیم داشت.
87 مقاله منتخب، به عنوان جامعه نهایی پژوهش، مشخص گردید. سپس برای تحلیل داده‌ها از ترکیب فراتحلیل و تحلیل مضمون، استفاده شد.
یافته‌های فراتحلیل نشان داد که غلبه مطلق در این پژوهش‌ها، با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوا است و نظریه «عدم تجانس» پرتکرارترین چارچوب نظری مورداستفاده بوده است. یافته‌های تحلیل مضمون نیز منجر به شناسایی سه حوزه موضوعی اصلی شد: ۱) الگو، سبک و تکنیک‌های طنزپردازی، ۲) طنز دینی و اخلاقی، و ۳) طنز و ارتباطات هنری و رسانه‌ای. ذیل این حوزه‌ها، مضامین کلیدی مانند سازوکارهای خلق طنز، کارکردهای انتقادی و تعلیمی، و زمینه‌مندی طنز در بستر فرهنگ و رسانه استخراج گردید.
نتیجه این پژوهش نشان داد که پژوهش‌های طنز در ایران، از مطالعات متنی - ادبی به سمت تحلیل‌های کارکردی و میان‌رشته‌ای در حال حرکت است. بااین‌حال، این حوزه از فقر تنوع روش‌شناختی (کمبود مطالعات کمی و ترکیبی) رنج می‌برد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی ارتقاء سرمایه فرهنگی معلمان دوره ابتدایی آموزش و پرورش</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_239444.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، ارائه الگویی برای ارتقاء سرمایه فرهنگی معلمان دوره ابتدایی آموزش و پرورش استان لرستان است. پژوهش حاضر از منظر فلسفه پژوهش در چارچوب پارادایم تفسیری قرار می‌گیرد و از نظر رویکرد، از نوع استقرایی است. این پژوهش در زمره تحقیقات کیفی دسته‌بندی می‌شود. مشارکت کنندگان پژوهش، معلمان و مدیران مدارس ابتدایی استان لرستان بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده‌اند. از این‌رو، بر اساس قاعده اشباع نظری، در پژوهش حاضر با استفاده از 12 مصاحبه این مهم حاصل شد و داده‌های مورد نیاز با استفاده از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته جمع‌آوری گردید و تحلیل داده‌ها نیز با بهره‌گیری از روش تحلیل مضمون کلارک و براون صورت گرفته است. تجزیه وتحلیل داده‌ها به شکل‌گیری 106 کد اولیه، 24 مضمون فرعی و 5 مضمون اصلی انجامید. مضمون های اصلی شناسایی شده عبارتند از: عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل فرهنگی-اجتماعی، عوامل حرفه ای و عوامل محیطی-نهادی. مضمون های فرعی شناسایی شده نیز عبارتند از:  خودآگاهی و انگیزه درونی، مهارت‌های شناختی، مهارت‌های عاطفی، خلاقیت و نوآوری، خودمدیریتی، سیاست‌های آموزشی، فرهنگ سازمانی، زیرساخت‌های آموزشی، مدیریت منابع انسانی، ارتباطات سازمانی، تعاملات اجتماعی، سرمایه اجتماعی، تأثیرات فرهنگی جامعه، مشارکت مدنی، تقویت هویت فرهنگی معلمان، دانش تخصصی، مهارت‌های تدریس، توسعه حرفه‌ای مستمر، اخلاق حرفه‌ای، نوآوری در آموزش، سیاست‌گذاری‌های کلان منطقه‌ای، زیرساخت‌های فرهنگی منطقه‌ای، تعاملات بین‌نهادی، حمایت‌های قانونی و نهادی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش شعر فارسی معاصر در پاسداری از میراث ناملموس فرهنگی ایران؛ (مطالعه‌ موردی نیما یوشیج، سهراب سپهری و قیصر امین‌پور)</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_237470.html</link>
      <description>در جهان معاصر، شتاب فزایندۀ فرهنگی و اجتماعی، میراث فرهنگی ناملموس کشورها را در معرض فراموشی قرار داده است. شعر فارسی، بویژه اشعار دوره معاصر، از مهمترین ابزارهای حفظ و بازنمایی هویت ایرانی به شمار می‌روند؛ لذا هدف این پژوهش، بررسی نقش شعر فارسی معاصر در حفاظت و بازآفرینی میراث فرهنگی ناملموس ایران است. برای دست‌یابی به این هدف، اشعار سه شاعر برجسته‌ معاصریعنی نیما یوشیج، سهراب سپهری و قیصر امین‌پور،  بر پایه‌ تحلیل محتوای کیفی اشعار و با روش توصیفی - تحلیلی  و جمع‌آوری داده‌ها از طریق اسنادی و کتابخانه‌ای مورد مطالعه قرار گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد، نیما یوشیج با احیای زبان و فرهنگ بومی و روستایی، سهراب سپهری با بازتاب میراث عرفانی و فلسفی شرق و قیصر امین‌پور با تقویت هویت فرهنگی و ملی، هر یک در حفظ و انتقال مؤلفه‌های میراث فرهنگی ایران نقش داشته‌اند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که شعر فارسی معاصر، فراتر از کارکرد زیبایی‌شناسانه، بستری برای بازتولید ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی ایران محسوب می‌شود و می‌تواند، به‌عنوان ابزاری راهبردی در سیاست‌گذاری و پاسداری فرهنگی مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گفتمان سیاست‌های فرهنگی آموزش و پرورش ایران از نظر همنشینی یا تعارض با عناصر هویت ملی یا الزامات جهانی ۱۴۰۴- 1392</title>
      <link>https://scsj.ricac.ac.ir/article_242264.html</link>
      <description>این پژوهش با عنوان «تحلیل گفتمان سیاست‌های فرهنگی آموزش و پرورش ایران از نظر همنشینی یا تعارض با عناصر هویت ملی یا الزامات جهانی (۱۳۹۲–۱۴۰۴)» به بررسی نحوه بازنمایی ارزش‌ها و هویت‌های فرهنگی در اسناد رسمی وزارت آموزش و پرورش می‌پردازد. هدف اصلی، شناسایی گفتمان‌های مسلط و تحلیل نسبت آن‌ها با عناصر هویت ملی و الزامات جهانی است. پرسش‌های تحقیق عبارت‌اند از: چه گفتمان‌های فرهنگی در سیاستهای رسمی بازتولید می‌شوند؟ این گفتمان‌ها چگونه ارزش‌ها و هویت‌های فرهنگی را بازنمایی می‌کنند؟ و چه پیامدهایی برای نظام آموزشی ایران دارند؟
فرضیه اصلی پژوهش آن است که سیاست‌های فرهنگی آموزش و پرورش در قالب سه گفتمان عمده ـ دینی، هویت ملی و جهانی‌سازی/عمل‌گرایی ـ بازتاب یافته‌اند؛ گفتمان دینی به طرز شایسته‌ای جایگاه محوری داشته، هویت ملی نقش مکمل ایفا کرده و گفتمان جهانی‌سازی از نیمه دوم دهه ۱۳۹۰ به بعد برجسته‌تر شده است.
روش تحقیق، تحلیل گفتمان انتقادی با بهره‌گیری از چارچوب فرکلاف و نظریه گفتمان لاکلا و موفه است که امکان بررسی هم‌زمان سطح زبانی و سطح اجتماعی ـ سیاسی متون را فراهم ساخته است. همچنین در این رابطه از کارشناسان منتخب نیز نظرخواهی با مقیاس لیکرت انجام گرفت.
یافته‌ها حاکیست هم‌زیستی این سه گفتمان هرچند بیانگر پویایی سیاست‌های فرهنگی است، اما در عمل به تناقض‌هایی منجر شده است: در سطح مدرسه، سردرگمی در اجرا؛ در سطح دانش‌آموزان، شکاف هویتی میان ارزش‌های بومی و مهارت‌های جهانی؛ و در سطح کلان، سیاست‌هایی فاقد انسجام و ثبات. پیشنهادهای سیاستی پژوهش بر ایجاد تعادل میان سه گفتمان، تعریف عملیاتی مفاهیم کلیدی، تقویت مهارت‌های جهانی در کنار حفظ ارزش‌های دینی و ملی، و طراحی سازوکارهای پایش و بازبینی مستمر برای کاهش تناقض‌های گفتمانی تأکید دارد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
